تبليغاتX
ستاره ی شب

ستاره ی شب

" تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بين، كه از پاي تا سر بسوخت"

برف مي آيد.درگوش دانه هاي برف نام "تو" را زمزمه خواهم کرد، تا برف زمستاني ازشوق حضورت بهار را لمس کند!

نوشته شده در 90/11/04ساعت 16:47 توسط ستاره| |

دلخوشم با غزلي تازه همينم کافيست تو مرا باز رساندي به يقينم کافيست. قانعم بيشتر از اين چه بخواهم از تو؟ گاه گاهي که کنارت بنشينم کافيست. گله اي نيست من و فاصله ها همزاديم گاهي از دور تو را خوب ببينم کافيست آسماني تو ! در آن گستره خورشيدي کن من همين قدر که گرم است زمينم کافيست من همين قدر که با حال و هوايت گهگاه برگي از باغچه ي شعر بچينم کافيست فکر کردن به تو يعني غزلي شور انگيز که همين شوق ? مرا خوب ترينم , کافيست.
نوشته شده در 90/10/21ساعت 0:20 توسط ستاره| |

 

 

A silent night, a star above, a blessed gift of hope and love. A blessed Christmas to you

یه شب ساکت و آروم، یه ستاره بالای سرت، یه هدیه ی پر برکت از امید و عشق. یه کریسمس پر برکت برای تو...

هدیه کریسمس میتونه خیلی چیزا باشه

میتونه چیز خاصی هم نباشه!

برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشه

و برای من
.
.
.
دیدن تو!

تو این شب سرد گرمای عشقت بهترین هدیه ست واسه من

نوشته شده در 90/10/11ساعت 1:30 توسط ستاره| |

آنگاه که تولد دختری بیگناه ماییه ننگ اعراب بود، نیاکان ما،

 بلندترین شب سال، شب یلدا، شب تولد مینو الهه زن و میترا

الهه خورشید را با شادمانی شب زنده داری می کردند و مقام

مقدس زن را گرامی می داشتند این میراث ایرانی به وارثان

کوروش کبیر گرامی باد - یلدا مبارک باد -

دستم گرفت دست تو را توی دست خود

سرمای  اولین شب غمگین سال را

احساس کرد فصل زمستان رسیده است

پیچید دور گردن عکس تو شال را

یلدا چه اتفاق قشنگیست خوب من

-افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم-

لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات

لب های گر گرفته ی فنجان منم منم

 

 

نوشته شده در 90/10/01ساعت 0:55 توسط ستاره| |

رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها

دل از اين هاست که تنــهاست نه از فاصله ها

گر چه ديگر هــمه جا پـر ز جدايــي شده است...
 
مشکل از طاقـت دلـــهاست نــه از فاصـــله ها

نوشته شده در 90/09/13ساعت 0:53 توسط ستاره| |

من از گریه ی تو،  چه ناراحتم

به این بیقراری،  نده عادتم

برای دوتامون، چه دلواپسم

به جون دوتامون، به جونت قسم

یه روزی به دستای تو می رسم

بیا رازِ این قصه رُ باز کن

دلم تنگه بازم، برام ناز کن

نمی دونی اصلا، چقد بیقرارم

آخه تو قفس حال خوبی ندارم

می ترسم یه روزی تو رُ جا بذارم

هنوزم زمینگیر این بازی ام

نگام کن به ناز نگات راضی ام

کسی قد تو با دلم تا نکرد

تموم بدیهامُ حاشا نکرد

به جز تو کسی عشقُ معنا نکرد

هنوزم دلم مست و دیوونته

سرم هر شب اینجا روی شونته

چه روزا که از چشم من پر شدی

چه شب ها که تو غُصه پرپر شدی

ولی موندی و مهربونتر شدی!!!

نوشته شده در 90/09/05ساعت 1:8 توسط ستاره| |

و دیگر هیچ.

نوشته شده در 90/08/26ساعت 0:12 توسط ستاره| |

نام تو مرا هميشه مست مي کند
                              بهتر از شراب
                              بهتر از تمام شعرهاي ناب
                              نام تو اگر چه بهترين سرود زندگي است
                              من ترا به خلوت خدايي خيال خود
                              بهترين بهترين من خطاب ميکنم
                              بهترين بهترين من
                 

                                                         (فريدون مشيري)

نوشته شده در 90/07/24ساعت 1:1 توسط ستاره| |

تو اميد مني بذار مردم بدونن

غم عشق ترا تو چشم من بخونن

تو خورشيد مني من ذره اي محتاج نورم

بيا گرمي بده به جون من اگرچه دورم

فقط يه روز ز تو جدا ميشم که توي گورم !!!

نوشته شده در 90/07/15ساعت 23:59 توسط ستاره| |

سلامممممممممممممممممممممممم

دوباره اومدممممممممممم

فقط میخوام بگم نمیذارم هیچکی تورو ازم بگیره

نوشته شده در 90/07/12ساعت 23:36 توسط ستاره| |

Design By : nightSelect.com